چرا می بایست از هوش تصنعی و مصنوعی به کار گیری کنیم؟
حقیقتاً چرا به کار گیری نکنیم؟ چرا ضد هوش تصنعی باشیم؟ زیرا ممکنه بیاد و فرایند امور رو تغییر تحول بده؟ زیرا شاید بعضا از شرایطهای شغلی رو پایین تأثیر قرار بده؟ خب آری، تغییر و تحول مدام ترسناک بوده. البته بذار یه چیز رو پرنور بگم: اگه قراره تو عالم یه تغییری واقعه بیفته، خیر اینجانب و خیر تو نمیتونیم جلوشو طراحی سایت در مشهد بگیریم.
هنگامی چیزی میاد که به عایدی اکثریت مردمه، ما نمیتونیم تنها زیرا فکرمی کنیم به ضرر و زیان ماست، جلوش رو بگیریم یا این که ازش غربت کنیم. این بینش صرفا سبب میشه عقب بمونیم. عقب بمونیم از آدمایی که دارن حافظه میگیرن چطور با همین ابزارها خودشون رو پرورش تن.
پس به جایاینکه بترسیم، بیایم منطقی نگاه کنیم. چنانچه قراره عالم تغییر و تحول کنه، پس منم بایستی تغییر و تحول کنم. درصورتیکه چیزی قراره جاشو تو معاش عموم گشوده کنه، چرا اینجانب یک کدام از کسایی نباشم که اون ابزار رو میبنا، یا این که دستکم ازش شایسته ترین به کارگیری رو میکنه؟ بیایم مکان گریزو فرار، یادگیری رو گزینش کنیم. زیرا بعدی معطل نمیمونه.
تمرکز روی چیزی که میتونیم تغییر تحول بدیم
یه وقتی خویش اینجانب هم دایم خبر ها دنبال میکردم، بها دلار رو لحظهبهلحظه تحلیل میکردم. البته یه جا نشستم با خودم درنگ کردم: اینجانب حقیقتاً چه تأثیری روی ارزش دلار دارم؟ هیچ. پس چرا بایستی روزی دو ساعت از وقتم رو صرف چیزی کنم که خیر میتونم تغییرش بدم، خیر میتونم کنترلش کنم؟
از اون روز به آنگاه تمرکزم رو گذاشتم روی چیزی که میتونستم نحوه تاثیر بذارم یعنی معاش خودم، تجارت خودم، عمل خودم. یه نمونه معمولی بزنم، سال اولین که تو دبی بودم، ماهی ده میلیون تنها خرج وب میدادم! اولش برام خیلی هنگفت بود، ذهنم دایم سرگرم این بود که «وای این چقد زیاده!». اما آنگاه با خودم گفتم: چرا به مکان تامل کردن به هزینه، تمرکز نکنم روی اینکه چطور ده میلیون به درآمدم اضافه کنم؟
همون لحظه کلیه چیز عوض شد. تمرکزم رو گذاشتم روی ایجاد کرد یه متاع نو، یه ایده نو و حال خلال اینکه دیگه نگران هزینهی وب نیستم، دارم با یه وب پرسرعت و خوب کارهایی رو اجرا میدم که بدونش ممکن خلا. این دقیقاً همون ذهنیتیه که به درد تمامی ما میخوره. از هوش تصنعی و مصنوعی هم بترسی، کاری براش نمیتونی بکنی. پس چرا به جاش ازش به کارگیری نکنی؟ چرا تبدیلش نکنی به یه ابزار برای پرورش خودت؟
طریق پندار، تفاوت مهم ماجراست
حقیقتاً نحوه اندیشه میتونه معاش ما رو از این رو به اون رو کنه. خیلی وقتها به شهری که توش معاش میکنم نگاه می کنم، دبی. یه وقتی حقیقتاً بیابون بود، خاک و شن. ولی امروز چی؟ یکیاز شایسته ترین شهرهای دنیاست. نکتهای که مدام ذهنم رو سرگرم میکنه اینه که دبی چه فرقی با کشورهای اطرافش داشته؟ نفت؟ خیر به اون اندازه. خاک نتیجه هاخیز؟ به هیچ وجهً. آب و هوا؟ خیر فقط عالی نبوده، خیلی وقتها دشوارخیس هم بوده.
صرفا چیزی که حقیقتاً گوناگون بوده، روش تفکر بوده. شیوه تفکر اونهایی که اینجا تصمیم به چنگ آوردن آتی رو خودشون بسازن. همین! یکسری روز پیش رفته بودیم یه جایی به نام Love Lakes محیط بیابونا برای ۱۳ بدر. باورت نمیشه، میانه بیابون یه دریاچهی تصنعی ساخته بودن با دیدهاندازی که تا یکسری سال دیگه تبدیل میشه به یه بیشه حقیقی وواقعی.
تمامی اینا ساختهی انسانه، ساختهی ذهنیه که گفته «اینجانب میتونم اواسط بیابون یه پردیس بسازم». اینه اقتدار روش درنگ. برای اینجانب و تو هم همینه. اگه ذهنمون رو عوض کنیم، اگه نگرشمون به شغل، به معاش، به واهمههامون تغییر تحول کنه، اونوقت تصمیمهایی میگیریم که ما رو یکسری پله بالا میبرن. تصمیمهایی که خیر صرفا معاش خودمون، بلکه درحال حاضر خونوادهمون و آجلمون رو هم خوب میکنن.
چرا می بایست از هوش تصنعی و مصنوعی به کار گیری کنیم؟
حقیقتاً چرا به کار گیری نکنیم؟ چرا ضد هوش تصنعی باشیم؟ زیرا ممکنه بیاد و فرایند امور رو تغییر تحول بده؟ زیرا شاید بعضا از شرایطهای شغلی رو پایین تأثیر قرار بده؟ خب آری، تغییر و تحول مدام ترسناک بوده. البته بذار یه چیز رو پرنور بگم: اگه قراره تو عالم یه تغییری واقعه بیفته، خیر اینجانب و خیر تو نمیتونیم جلوشو طراحی سایت در مشهد بگیریم.
هنگامی چیزی میاد که به عایدی اکثریت مردمه، ما نمیتونیم تنها زیرا فکرمی کنیم به ضرر و زیان ماست، جلوش رو بگیریم یا این که ازش غربت کنیم. این بینش صرفا سبب میشه عقب بمونیم. عقب بمونیم از آدمایی که دارن حافظه میگیرن چطور با همین ابزارها خودشون رو پرورش تن.
پس به جایاینکه بترسیم، بیایم منطقی نگاه کنیم. چنانچه قراره عالم تغییر و تحول کنه، پس منم بایستی تغییر و تحول کنم. درصورتیکه چیزی قراره جاشو تو معاش عموم گشوده کنه، چرا اینجانب یک کدام از کسایی نباشم که اون ابزار رو میبنا، یا این که دستکم ازش شایسته ترین به کارگیری رو میکنه؟ بیایم مکان گریزو فرار، یادگیری رو گزینش کنیم. زیرا بعدی معطل نمیمونه.
تمرکز روی چیزی که میتونیم تغییر تحول بدیم
یه وقتی خویش اینجانب هم دایم خبر ها دنبال میکردم، بها دلار رو لحظهبهلحظه تحلیل میکردم. البته یه جا نشستم با خودم درنگ کردم: اینجانب حقیقتاً چه تأثیری روی ارزش دلار دارم؟ هیچ. پس چرا بایستی روزی دو ساعت از وقتم رو صرف چیزی کنم که خیر میتونم تغییرش بدم، خیر میتونم کنترلش کنم؟
از اون روز به آنگاه تمرکزم رو گذاشتم روی چیزی که میتونستم نحوه تاثیر بذارم یعنی معاش خودم، تجارت خودم، عمل خودم. یه نمونه معمولی بزنم، سال اولین که تو دبی بودم، ماهی ده میلیون تنها خرج وب میدادم! اولش برام خیلی هنگفت بود، ذهنم دایم سرگرم این بود که «وای این چقد زیاده!». اما آنگاه با خودم گفتم: چرا به مکان تامل کردن به هزینه، تمرکز نکنم روی اینکه چطور ده میلیون به درآمدم اضافه کنم؟
همون لحظه کلیه چیز عوض شد. تمرکزم رو گذاشتم روی ایجاد کرد یه متاع نو، یه ایده نو و حال خلال اینکه دیگه نگران هزینهی وب نیستم، دارم با یه وب پرسرعت و خوب کارهایی رو اجرا میدم که بدونش ممکن خلا. این دقیقاً همون ذهنیتیه که به درد تمامی ما میخوره. از هوش تصنعی و مصنوعی هم بترسی، کاری براش نمیتونی بکنی. پس چرا به جاش ازش به کارگیری نکنی؟ چرا تبدیلش نکنی به یه ابزار برای پرورش خودت؟
طریق پندار، تفاوت مهم ماجراست
حقیقتاً نحوه اندیشه میتونه معاش ما رو از این رو به اون رو کنه. خیلی وقتها به شهری که توش معاش میکنم نگاه می کنم، دبی. یه وقتی حقیقتاً بیابون بود، خاک و شن. ولی امروز چی؟ یکیاز شایسته ترین شهرهای دنیاست. نکتهای که مدام ذهنم رو سرگرم میکنه اینه که دبی چه فرقی با کشورهای اطرافش داشته؟ نفت؟ خیر به اون اندازه. خاک نتیجه هاخیز؟ به هیچ وجهً. آب و هوا؟ خیر فقط عالی نبوده، خیلی وقتها دشوارخیس هم بوده.
صرفا چیزی که حقیقتاً گوناگون بوده، روش تفکر بوده. شیوه تفکر اونهایی که اینجا تصمیم به چنگ آوردن آتی رو خودشون بسازن. همین! یکسری روز پیش رفته بودیم یه جایی به نام Love Lakes محیط بیابونا برای ۱۳ بدر. باورت نمیشه، میانه بیابون یه دریاچهی تصنعی ساخته بودن با دیدهاندازی که تا یکسری سال دیگه تبدیل میشه به یه بیشه حقیقی وواقعی.
تمامی اینا ساختهی انسانه، ساختهی ذهنیه که گفته «اینجانب میتونم اواسط بیابون یه پردیس بسازم». اینه اقتدار روش درنگ. برای اینجانب و تو هم همینه. اگه ذهنمون رو عوض کنیم، اگه نگرشمون به شغل، به معاش، به واهمههامون تغییر تحول کنه، اونوقت تصمیمهایی میگیریم که ما رو یکسری پله بالا میبرن. تصمیمهایی که خیر صرفا معاش خودمون، بلکه درحال حاضر خونوادهمون و آجلمون رو هم خوب میکنن.

مزایای تبلیغات کلیکی (ppc) برای تجارت ها